دات نت نیوک
Menu

 

بسمه تعالی

 

 

 

مفاهیم نوآوری

خلاقیت و نوآوری واژه‌هایی هستند که امروزه به کرات در فضای کسب‌وکار، مدارس، دانشگاه‌ها و محیط‌های اجتماعی مختلف شنیده می‌شود. اما به راستی این مفاهیم به چه معناست؟. در این نوشتار به تعریف عملیاتی مفاهیم کلیدی حوزه نوآوری خواهیم پرداخت، مفاهیمی که معتقدیم دانستن آن برای فعالان حوزه نوآوری امری الزامیست. بر همین اساس در ابتدا مفاهیم پایه‌ای حوزه نوآوری و در ادامه تعریفی از بازیگران کلیدی اکوسیستم نوآوری ارائه خواهد شد.

فرصت‌ (Opportunity)، در لغت به معنی"موقعیتی که باعث پیشرفت می شود" است. در واقع فرصت منفعت بالقوه یا نهفته‌ای است که قابلیت بالفعل شدن را دارد. هر فرصت بالقوه نیازمند ایده‏‏ا‏ی است تا آن را به بالفعل تبدیل نماید. امیرالمؤمنین(ع) در باب فرصت می‌فرمایند: فرصت‌ها را غنیمت شمارید، زیرا که آنها همچون گذشتن ابر می‌گذرند. نکته مهم دیگر که باید درنظر داشت این است که نباید همیشه بدنبال کشف فرصت‌ها باشیم بلکه فرصت‌ها قابلیت خلق شدن نیز دارند. معمولاً افرادی که وارد دنیای کسب و کار می‌شوند احساس می‌کنند که نقطه‌ی شروع کسب و کار از ایده است. درنتیجه تمام تمرکز خود را روی طراحی ایده‌های مختلفی برای شروع یک استارت‌آپ می‌کنند. درصورتی‌ که قبل از ایده‌یابی مرحله‌ی مهمی به نام تشخیص فرصت کسب و کار وجود دارد. اگر دیده‌اید که ایده‌ای توانسته به موفقیت خوبی برسد در حقیقت فرصت خوبی را خلق یا شناسایی کرده است. مثلاً افزایش توجه خانواده ها به آموزش کودکان یا کاهش در جامعه می‌تواند یک فرصت مناسب برای شما باشد؛ سپس تلاش می‌کنید با ارائه یک ایده‌ی مناسب از این فرصت استفاده کرده و با یک مدل کسب و کار عالی از این موقعیت درآمدزایی کنید. در مثال بالا راه اندازی مرکز آموزش های آنلاین کودکان می‌تواند ایده مناسبی برای استفاده از فرصت کشف شده باشد. همواره درنظر داشته باشید که فرصت و ایده دو روی یک سکه هستند و هر دو به‌طور هم‌زمان در راه‌اندازی یک استارتاپ مطرح می‌شوند.

تشخیص فرصت، روند بسیار مهمی است که عموماً از سه مرحله تشکیل می شود: شناسایی فرصت، ارزیابی فرصت و بهره برداری از فرصت. با اینکه این مراحل بسیار ساده به نظر می رسد اما در واقع انجام‌شان نیازمند داشتن اطلاعات و مهارت‌های خاصی است. با مروری اجمالی بر ادبيات شناسايي فرصت می‌توان پی برد که محققان چندين عامل را در شناسايي موفقيت‌آميز فرصت، مؤثر مي‌دانند که مهمترين آنها عبارتند از: 1- دانش قبلي در مورد بازار و مشکلات مشتريان يا افراد جامعه.2- هوشياري کارآفرينانه.3-داشتن شبکه هاي اجتماعي کارآفرینانه. 4-خلاقيت کارآفرينانه. اگرچه کارشناسان و متخصصان معمولاً در مرحله ی شناسایی فرصت های کارآفرینانه کمک چندانی نمی توانند بکنند اما پس از اینکه فرصت شناسایی شد نیاز است که بررسی های دقیقی از جنبه های مالی، امکان سنجی، بازاریابی، رقابتی و ... روی آن صورت بگیرد. مهم‌ترین پرسشی که کارآفرینی پس از شناسایی فرصت باید به آن پاسخ دهد این است: آیا می توانم در بازار فعلی ایده‌ام را به کسب و کاری سودآور تبدیل کنم؟. و مرحله آخر هم بهره‌برداری از فرصت است. به این مرحله فاز " عملی کردن ایده" هم می توان گفت. این مرحله تلفیقی از اجرای تکنیک ها، بهره گیری از افراد خلاق و مبتکر و روبه رو شدن با موقعیت های سخت و غیرقابل حل است. حالا زمان تشکیل تیم، جذب سرمایه و تدوین استراتژی های بازاریابی و فروش است.

ایده (Idea)، یک مفهوم ذهنی و راه‌حلی خلاقانه برای یک مشکل خاص است. بشر هرجا احساس نیاز کند و چالشی را سر راه خود ببیند دست به ایده‌پردازی می‌زند. این روند از ابتدای حیات و تمدن بشری شروع شده و تا همیشه ادامه خواهد داشت. ایده می‌تواند شامل یک مفهوم جدید یا ترکیب مفاهیم از قبل شناخته شده باشد. در واقع همه‌ ما در طول روز بدون اینکه آگاه باشیم در حال ایده‌پردازی برای حل مسائل و مشکلات خود هستیم. مثل وقتی که فرد برای صرفه‌جویی در هزینه‌ بنزین از دوچرخه استفاده می‌کند. اولین کاری که یک کارآفرین پس از ایده‌پردازی باید انجام دهد طراحی مدل کسب و کار است. مدل کسب و کار دید جامعی از امکان‌پذیر بودن ایده در شرایط موجود به کارآفرین می دهد. مدل کسب و کار اگر به خوبی طراحی شود بسیاری از جنبه های پنهان کسب و کار را در همان مراحل اولیه بررسی می کند. گاهی شما فقط به مدل کسب و کار نیاز دارید تا متوجه شوید که ایده‌ی عالی کسب و کاری شما به هیچ دردی نمی خورد. به یاد داشته باشید که فاز تشخیص فرصت برای شناخت فرصت‌های سودآور است نه هر فرصتی. در گام بعد کارآفرین باید طرح کسب و کار خود را بنویسد. طرح کسب و کار خوب می تواند به پرسش های کلیدی و مهمی پاسخ دهد: بازار مناسب محصول یا خدمت‌تان چیست؟ در شرایط فعلی مشتریان خواهان چه چیزی هستند؟ مزیت رقابتی‌تان چیست و چگونه می‌خواهید حفظش کنید؟ چگونه می‌خواهید سرمایه‌ی اولیه‌تان را تهیه کنید و برنامه‌تان برای بازگشتش چیست؟.

خلاقیت (Creativity) یک فرایند ذهنی است که از فرد معینی و در یک زمان مشخص دیده می شود یعنی فرآیندی که در نتیجه آن، یک اثر جدید - اعم از ایده یا چیزی نو و متفاوت - تولید می شود؛ خلاقیت فرایندی فکری است که به تولید ایده می‌انجامد؛ خلاقیت همان به‌کارگیری توانایی تجسم و خیال‌پردازی برای ایجاد فکر یا مفهومی جدید است. و این تولید جدید و متفاوت، می تواند کلامی یا غیر کلامی و عینی یا ذهنی باشد. در واقع خلاقیت یعنی توانایی تولید ایده‌ها و راه‌حل‌های متعدد، جدید و مناسب برای حل مسائل و مشکلات. این چیز جدید می‌تواند راهکاری جدید برای حل یک مشکل، یک روش جدید برای انجام فرآیندی خاص و یا یک دستگاه جدید باشد. فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه‌حل بیشتر برای آن وجود ندارد. باید این نکته را نیز در نظر بگیریم که خلاقیت یک مهارت اکتسابی و قابل یادگیری است و افراد با هر سطحی از خلاقیت، قادر به فراگیری و ارتقاء سطح خلاقیت خود هستند.

اختراع(Invention)، نتیجه فکر فرد یا افرادی است که برای اولین بار فرایند یا فراورده‌ای خاص را ارائه می‌کند و مشکلی را در یک حرفه، فن، فناوری، صنعت و مانند آن حل می‌نماید.  از تعاریف اولیه برای اختراع که در بسیاری از فرهنگ لغات معتبر، مانند کمبریج و بریتانیا ارائه شده، عبارت است از: «چیزی که پیش از این ساخته نشده یا فرآیندی که برای ایجاد چیزهای جدیدی که قبل از این وجود نداشته، مورد استفاده قرار می‌گیرد». بر اساس این تعریف، چیزهایی که تازه طراحی یا خلق شده‌اند و هرگونه فعالیتی که به طراحی و خلق مرتبط با آن‌ها منتهی می‌شود، می‌تواند با عنوان اختراع مطرح گردد. همچنین از منظر کسب‌وکار، اختراع را می‌توان محصول، فرآیند اجرا یا راهی برای انجام کاری دانست که تا پیش از این هرگز وجود نداشته است.

نوآوری (Innovation) اجرایی کردن افکار و اندیشه‌های نو که از خلاقیت نشأت گرفته‌اند. درواقع نوآوری خلاقیت اجرا شده است؛ نوآوری فرآيند بکاربردن يک ايده خلاق و تبديل آن به يک محصول، خدمت يا شيوه مفيد است. توجه به این نکته ضرورت است که خلاقیت جنبه ذهنی و نوآوری جنبه عملی دارد. در واقع نوآوری محصول نهایی خلاقیت است؛ نوآوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است؛ به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته است. خلاقیت به تولید ایده‌های جدید و ناب گفته می‌شود، درحالی‌که نوآوری به کاربرد ایده اشاره دارد، اگر ایده را «بذر» در نظر بگیریم، نوآوری گیاهی است که از کاشت و پرورش بذر ایده حاصل می‌شود. در نوآوری ارزشی به ایده اضافه می‌شود که بدون آن، از ایده صرفا یک ایده خام باقی می‌ماند، نه بیشتر. خلاقیت لازمه نوآوری است. وقتی ایده‌ای به مرحله اجرا و عمل می‌رسد دیگر خلاقیت نیست، بلکه به نوآوری تبدیل شده است.

کارآفرينی(Entrepreneurship)، فرآینـد ایجـاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره‌گیری از فرصت‌هاست؛ کارآفرینی به فرایند خلق ارزش جدید (مادی یا معنوی) از طریق یک تلاش متعهدانه با در نظر گرفتن ریسک های ناشی از آن اطلاق می‌شود. بنابـر تعریف واژه‌نامه دانشگـاهی وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره‌هـای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. طبق تعریف استیونسن «کارآفرینی پیگیری فرصت‌هایی است که فراتر از منابع در دسترس وجود دارد». طبق تعریف شومپیتر(1928)، عصاره کارآفرینی در درک و بهره برداری از فرصت‌هاست.

اکوسیستم نوآوری

کمتر از صد سال از کاربرد اصطلاح اکوسیستم برای اولین بار می‌گذرد. این واژه به اجزای فیزیکی و بیولوژیکی تشکیل‌دهنده‌ی یک محیط معین اشاره دارد. برای مثال اکوسیستم فناوری، شامل تمام زیرمجموعه‌ها، روابط و شبکه‌های مرتبط با فناوری شامل ایده، ساخت، عرضه‌کنندگان، مشتریان و تمام مفاهیم، اشیا و اشخاصی است که با موضوع فناوری سروکار دارند. با این مقدمه می‌توان اکوسیستم نوآوری را چنین تعریف نمود: شبکه‌‌ای از سازمان‌های به هم پیوسته که پیرامون یک نقطه‌ی کانونی شکل گرفته و ترکیبی از تولیدکنندگان، مصرف‌‌کنندگان و بخش‌های جانبی دیگر است و بر توسعه‌ی ارزش‌های جدید از طریق نوآوری تأکید دارد. در یک تعریف ساده می‌توان اکوسیستم نوآوری را مجموعه‌ای از بازیگران و تعاملات بین آنها دانست که هدف نهایی آن خلق ارزش از طریق فعالیت‌های نواورانه است.  تعیین مرز اکوسیستم کاری پیچیده و مشکل است زیرا که تنوع پدیده‌ها و افرادی که در یک اکوسیستم قرار دارند زیاد است و همین امر باعث می‌شود تا ارائه‌ی تعریف دقیق مرز اکوسیستم مشکل باشد؛ به همین دلیل معمولاً اکوسیستم‌ها باز و نفوذپذیر در نظر گرفته می‌شوند. اکوسیستم نوآوری از طریق شناخت ظرفیت‌های موجود سعی در برقراری ارتباط با اهداف تعریف شده دارد و با پویایی و ایجاد پیوند بین اجزای مختلف از توان آنها حداکثر استفاده را برای ایجاد بسترهای خلاقانه و نوآورانه می‌کند. بنابراین یکی از ویژگی‌های اصلی اکوسیستم نوآوری توانایی تطبیق و تکامل است. یک اکوسیستم سالم، مولد است و تکنولوژی به همراه ورودی‌های دیگر به طور مداوم در حال تبدیل به نوآوری هستند. برای شناخت و معرفی بهتر اکوسیستم نوآوری ایران، ستاد فرهنگسازی اقتصاد دانش‌بنیان معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری موشن‌گرافی با عنوان آشنایی با زیست‌بوم فناوری و نوآوری ایران تهیه نموده است که تماشای آن را به همراهان موسسه رشد و شکوفایی جوان توصیه می‌کنیم و در ادامه به ارائه تعاریف عملیاتی از بازیگران و خدمات کلیدی یک اکوسیستم نوآوری می‌پردازیم.

 

(ویدئو موشن گرافی)

 

پارک‌ علم و فناوری(Science & Technology Park) ، به‌عنوان یکی از نهادهای اجتماعی و حلقه‌ای از زنجیره توسعه اقتصادی مبتنی بر فناوری شکل گرفته‌اند. یک پارک علمی سازمانی است که به وسیله متخصصان حرفه ای اداره می شود و هدف اصلی این سازمان افزایش ثروت در جامعه از طریق تشویق و ارتقاء فرهنگ نوآوری و افزایش قدرت رقابت در میان شرکتها و مؤسساتی است که متکی بر علم و دانش در محیط پارک فعالیت می‌کنند. برای دستیابی به این هدف یک پارک علمی با ایجاد انگیزه و مدیریت جریان دانش در میان دانشگاه‌ها، مراکز تحقیق و توسعه، شرکت‌های خصوصی و بازار، ایجاد و رشد شرکت‌های متکی بر نوآوری را از طریق مراکز رشد و فرآیندهای زایشی تسهیل می‌نماید. پارک‌های علمی همچنین خدماتی با ارزش افزوده بالا و فضاهای کاری و تأسیسات مناسب و کیفی به مؤسسات مستقر در پارک ارائه می‌نمایند. در واقع پارک علم و فناوری سازمانی است که با هدف افزایش ثروت در جامعه توسط متخصصان حرفه‌ای مدیریت می‌شود و جریان دانش و فناوری را میان دانشگاه‌ها، موسسات تحقیق و توسعه، شرکت‌های خصوصی و بازار به حرکت می‌اندازد. تعمیق ارتباط بین دانشگاه‌ها، سازمان‌های تحقیقاتی، واحدهای تولیدی و مراکز تصمیم‌گیری دولتی برای توسعه فناوری و علوم کاربردی، از جمله اهداف ایجاد و توسعه پارک‌های علم و فناوری است. پارک‌های علم و فناوری علاوه بر امکانپذیر کردن فعالیت شرکت‌های کوچک و متوسط دانش‌محور و کارآفرین در یک محیط اقتصادی، بستر لازم را برای انتقال و توسعه فناوری، تولید با ارزش افزوده بالا، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و ورود کارآفرینان و واحدهای صنعتی به بازارهای جهانی فراهم می‌نماید.

کارخانه نوآوری (Innovation Factory)، بستری است که در آن، بسیاری از ابزارها و منابع مورد نیاز نوآوری و کارآفرینی شامل زیرساخت ها، مربیان و مشاوران، سرمایه‌گذاران ریسک پذیر، شتابدهنده‌ها، خدمات‌دهندگان به استارتاپ‌ها و کسب و کارها، استارتاپ‌ها و به نوعی بازیگران اصلی اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی که برای توسعه نوآوری یا راه‌اندازی کسب و کار مورد نیازند در یک فضا گردهم می آیند. کارخانه نوآوری ضمن در اختیار قرار دادن فضای کار اشتراکی، امکان تعامل و همفکری مجموعه کارآفرینی را فراهم آورده و پاسخگوی کلیه ی نیازهای حوزه کسب و کار اعم از مشاوره بازار، مربی‌گری، مشاوره محصول، ارزیابی، جذب سرمایه‌گذار، تبلیغات و سایر خدمات مورد نیاز استارتاپ‌ها خواهد بود. در حقیقت افراد و گروهایی که از کارخانه نوآوری نفع می‌برند شامل مراکز رشد، شتابدهنده‌ها، پارک‌های علم و فناوری، سرمایه‌گذاران فرشته، شرکت‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر، شرکت‌های بزرگ فناوری، استارتاپ‌ها، فضاهای کار اشتراکی و سایر ارائه‌دهندگان خدمات به استارتاپ‌ها می‌باشند.

ناحیه نوآوری (Area of Innovation)، مکان‌هایی هستند که برای جذب افراد کارآفرین، بااستعداد، مشاغل دانش‌بنیان و سرمایه‌گذاری‌ها طراحی‌شده‌اند، که با توسعه و ترکیب مجموعه‌ای از دارایی‌های زیربنایی، نهادی، علمی، فناوری، آموزشی و اجتماعی آنها به همراه ارائه خدمات باارزش افزوده، می‌توان به نتایجی همچون توسعه اقتصادی و رفاه پایدار برای جامعه رسید. در واقع ناحیه نوآوری محدوده مشخصی از ناحیه شهری است که با هدف افزایش بیش‌ازپیش دانش حرکت می‌کند. پارک‌های علم و فناوری از نوع کاملاً تخصصی نواحی نوآوری هستند. نواحي نوآوری با ترکیب دارائي‌های اقتصادی، فیزیکي، ارتباطي (شبکه‌سازی) ممکن است در مرکز شهر، حومه شهر یا بخش‌های متروکه شهر در قالب برنامه‌ریزی دولت (رویکرد بالا به پائین)، رهبری بخش خصوصي (رویکرد پایین به بالا) یا رشد ذاتي و ارگانیک شکل بگیرند و توسعه یابند.

مرکز نوآوری (Innovation Center)، طبق تعریف صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران، «مرکزی متشکل از یك یا چند تیم نوآوری است که با همکاری مراکز تحقیقاتی و شرکت‌های متقاضی محصولات جدید، در چارچوب برنامه‌ای بلندمدت با هم همکاری می‌کنند». از جمله عواملی که ایجاد مراکز نوآوری را به یک نیاز تبدیل کرده است، به وجود آمدن تغییرات سریع در فناوری‌های روز دنیا و مسائل اجتماعی جامعه امروز است. مراکز نوآوری با هدف  جذب خلاقیت‌ها و نوآوری‌های افراد ایجاد شده‌اند و به دنبال عرضه یک محصول به بازار هستند، البته محصولی که بر مبنای دانش و پژوهش ساخته شده باشد. وظیفه اصلی مراکز خلاقیت و نوآوری، جذب صاحبان ایده جدید و هدایت و راهبری این افراد جهت ساخت نمونه اولیه و اقدامات لازم در خصوص ثبت اختراع این ایده در صورت امکان می باشد. موفقیت مراکز نوآوری مستلزم پژوهش‌های بنیادی و در نهایت همکاری مراکز دانشگاهی، دولت و صنعت در جهت طراحی محصولات جدیدی است که بر اساس دستاوردهای این تحقیقات می‌توان آنها را به بازار عرضه کرد. این مراکز نوآوری باز را ترویج می کنند و به کارآفرینان این فرصت را می دهد تا به زیرساخت‌های فنی و تخصصی و خبرگان صنعتی دسترسی پیدا کنند و پس از این مراحل می توانند در مراکز رشد برای رسیدن به یک مدل کسب و کار یا یک شتابدهنده جذب می شوند.

اهداف مرکز نوآوری:

  • حمایت از تحقیقات با ظرفیت مناسب جهت عرضه دستاوردهای فناورانه و تجاری‌سازی آنها؛
  • کمك به شکل‌گیری الگوی جدیدی از همکاری بین صنعت، دانشگاه و دولت؛
  • کمك به اشتغال نخبگان کشور؛
  • توسعه فرهنگ نوآوری در کشور؛
  • کمك به شکل گیری اقتصاد مقاومتی و دانش‌بنیان؛
  • منتفع شدن جامعه از دستاوردهای پژوهشی داخل و خارج از کشور؛
  • کمك به یکپارچگی در آموزش، پژوهش، فناوری، تولید و کارآفرینی به منظور تعالی جامعه؛
  • رویکرد جامع و جهانی به نوآوری و تمرکز بر نیازهای ملی؛
  • توجه به جهان پایدار در توسعه فناوری‌های جدید.

 

مرکز رشد (Incubator)، مركزي است كه با در اختيار قرار دادن امكانات و خدمات ازيك سو و مشاوره‌هاي لازم درزمينه‌هاي فني ،مديريتي،حقوقي و… از سوي ديگر به ايجاد،پرورش وتوسعه واحدهاي نوپا كمك مي كند. مدت استقرار موسسات در اين مركز معمولاً بين سه تا پنچ سال است. براساس تعریف فوق، می­توان دریافت که مرکز رشد یک سازمان حمایتی است. این مرکز از کارآفرینانی که به دنبال راه­اندازی کسب و کارهای جدید و فناورانه هستند، حمایت می‌نماید تا بتوانند ضمن راه‌اندای کسب و کار جدید و مبتنی بر دانش، در جامعه شغل ایجاد نموده و با ارائه کالاها و خدمات تخصصی و فناورانه خود، هم سطح فناوری در جامعه را اتقاء داده و هم بتوانند از این رهگذر منافع مادی خود را نیز تامین نمایند. بنابراین نوپا بودن کسب و کار، جدید، تخصصی و فناورانه بودن موضوع آن کسب و کار و قابلیت تجاری شدن محصولات (کالا/خدمات) آن واحد نوپا، سه شاخص مهم برای عضویت در مراکز رشد هستند.

شتاب‌دهنده(Accelerator)، مرکزی است که امکان رشد سریع و صحیح استارتاپ‌ها را مهیا می‌سازد. از آنجایی که تعداد قابل توجهی از صاحبان ایده‌ها و نوآوری ها از توانایی و قدرت مالی کافی و یا دانش و شبکه بازاریابی کافی برای توسعه کسب و کار خود برخوردار نیستند، شتاب‌دهنده مجموعه‌ای کامل از خدمات مورد نیاز برای رشد یک کسب و کار نوپا نظیر منابع مالی، انواع  مشاوره، فناوری‌ها و تجهیزات مختلف و همچنین فضای کاری را جهت استقرار شرکت نوپا در یک بازه زمانی تقریبا کوتاه (6 تا 9 ماه) در اختیار استارتاپ‌های نوپا قرار می‌دهد. در حقیقت اصلی‌ترین رسالت شتاب‌دهنده، تقویت یک استارتاپ و تبدیل کردن آن به شرکتی است که بعد از خروج از حمایت شتاب دهنده بتواند در بازار رقابت نموده و رشد کند. لازم به ذکر است که در انتهای دوره شتابدهی تیم‌ها به آن سطح از بلوغ خواهند رسید که با ارائه کسب و کار خود بتوانند سرمایه لازم برای ادامه حیاط خود را از سرمایه‌گذاران جذب نمایند و در ازای آن بخشی از سهام شرکت خود را به سرمایه‌گذار انتقال دهند (1 تا 49 درصد).

سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital)، که از آن با عنوان‌های «سرمایه‌گذاری جسورانه» یا «سرمایه‌گذاری کارآفرینی» نیز نام می‌برند، عبارت است از تأمین سرمایه لازم برای شرکت‌ها و کسب‌وکارهای نوپا و کارآفرین که مستعد جهش و رشد ارزش هستند و البته دارای ریسک فراوانی است. این سرمایه‌گذاران، انتظار سود بالا دارند و چون سود بالا در فعالیت‌های اقتصادی با ریسک متعارف کسب نمی‌شود، به سمت فعالیت‌های دارای ریسک بالا تمایل پیدا می‌کنند. این سرمایه‌گذاران در ازای پولی که سرمایه‌گذاری می‌کنند، سهام آن شرکت را تصاحب می‌کنند و از این طریق تولید پول می‌کند. سرمایه مخاطره پذیر سرمایه‌گذاری شده عموماً هنگامی‌که سهام آن مبادله می‌شود نقد می‌شود. به بیان دیگر، شرکت‌های سرمایه‌گذاری پول و تجارب مدیریتی را در اختیار شرکت‌های در حال رشد قرار داده و آن‌ها هم این امکانات را برای تبلیغات، پژوهش، ایجاد زیرساخت و تولید محصول استفاده می‌کنند. شرکت سرمایه‌گذار را  (VC Firm) و پولی که به شرکت در حال رشد داده می‌شود سرمایه گذاری خطرپذیر (venture capital fund) می‌گویند.

سرمایه‌گذار فرشته (Angel Investor)، افرادی با امکانات مالی مناسب و آماده برای سرمایه‌گذاری در ایده‌های کارآفرینانه هستند. میسون و هریسون سرمایه‌گذاران فرشته را این‌گونه تعریف می‌کنند: «شخصی که به تنهایی یا در یک اتحادیه رسمی یا غیررسمی، پول خود را مستقیماً در یک کسب‌وکار غیرمعروف به‌کار می‌گیرد، به گونه‌ای که هیچ ارتباط خانوادگی یا دوستانه قبلی با شرکت جدید ندارد. وی پس از سرمایه‌گذاری، نقشی فعال در کسب‌وکار پیدا نموده و به‌عنوان مشاور یا عضوی از هیئت‌مدیره به راهنمایی بنیان‌گذاران می‌پردازد». لازم به ذکر است، سرمایه‌گذاران فرشته اساساً مقدار کمی از ثروت خود را در کارآفرینی‌های جدید کوچک و متوسط مصرف می‌کنند. بنابراین اگر پول خود را از دست بدهند، این موضوع تأثیر زیادی بر روی زندگیشان نخواهد داشت. بیشتر پژوهشگران اذعان می‌کنند که سرمایه‌گذاران فرشته به‌طور میانگین، انتظار بازگشت 20 تا 30 درصد سرمایه خود را دارند و بخش زیادی از انگیزه آن‌ها به دلایل غیراقتصادی مرتبط است. نوع‌دوستی، عاملی اساسی برای سرمایه‌گذاری در کارآفرینی‌های جدید است و عملاً آن‌ها وظیفه خود می‌دانند که دانش و تجربه خود را در اختیار کارآفرینان تازه‌کار قرار دهند.

استارتاپ (Startup) یا به فارسی شرکت نوپا، به پروژه‌هایی گفته می‌شود که در جریان آن، یک ایده خام، به کمک تلاش و کوشش یک گروه به تولید یک محصول می‌انجامد و زمینه برای فروش آن محصول فراهم می‌شود. در واقع استارتاپ فرآیند به حرکت درآوردن یک ایده است و صرفاً به هر شرکت تازه تأسیسی استارتاپ نمی‌گویند. بیشتر استارتاپ‌ها بر پایه فناوری‌های جدید راه‌اندازی می‌شوند اما استارتاپ‌هایی هم وجود دارند که بر پایه تکنولوژی نبوده و کاملاً سنتی می‌باشند.

فریلنسر(Freelancer)، به کسی گفته می‌شود که برای خود و بصورت پروژه‌ای کار می‌کند. فریلنسر فردی است که یک حرفه و تخصص مثل عکاسی، نویسندگی، طراحی سایت، برنامه نویسی، گرافیک، ترجمه و … دارد و به صورت پروژه‌ای و آزاد برای دیگران کار می‌کند. فریلنسینگ به فرآیند پیدا کردن مشتری، قبول سفارش، انجام پروژه، تحویل پروژه و کسب درآمد از طریق اینترنت و بدون نیاز به حضور در محل کار و کار کردن برای یک سازمان حقوقی گفته می‌شود. شما می‌توانید این کار را در منزل و در اتاق خواب خود، در یک کتاب‌خانه‌ی عمومی، در یک کافی‌شاپ، در دل طبیعت یا هرجایی که بتوانید لپ‌تاپ خود را حمل کنید و به برق و اینترنت دسترسی داشته باشید، انجام دهید. به علاوه، می‌تواند هر زمانی از شبانه‌روز که راحت‌تر هستید، کار خود را پیش ببرید.

منتور (Mentor)، فردی است که دارای دانش بالایی بوده و به افرادی که تجربه کمتری دارند با تجربه شخصی خویش کمک می‌کند. اعتماد به نفس و رضایت‌مندی افراد را بالا می‌برد، فرآیندی طولانی مدت دارد و روابطی غالباً غیر رسمی بین فرد و منتور برقرار است که می‌تواند رسمی هم باشد. در واقع منتورینگ چیزی شبیه به رابطه شاگرد استادی است. استفاده از منتور برای کسی مناسب است که سوالاتی در ذهن دارد و به دنبال جواب از یک فرد باتجربه است. توجه به این نکته ضروری است که یک منتور الزاما دارای مدرک دانشگاهی مرتبط نیست بلکه آنچه که برای منتور شدن حائز اهمیت می‌باشد دانش فنی و تجربه کاری مرتبط است به عبارتی دیگر یک منتور کسی است که فوت کوزه‌گری مربوط به آن حرفه را می‌داند و در حین کار توانایی انتقال آن به کارآموز را دارد.

کوچینگ (Coaching)، یک فرآیند کوتاه‌مدت است. کوچ به فرد مراجعه کننده کمک می‌کند تا استعدادهای ذاتی خویش را بشناسد و امکاناتی را که در دست دارد به کار بگیرد. فرآیند کوچینگ یعنی به فرد کمک کنیم تا از چیزی که هست به چیزی که می‌خواهد بشود برسد. این یک رویکرد راه‌حل محور است و در این فرآیند هر فرد را یک انسان بسیار خلاق می‌دانیم که می‌تواند خودش یک راهکار درست برای حل مشکلات فعلی پیدا کند. در واقع کوچینگ ایجاد تغییر رفتار در فرد از طریق افزایش آگاهی در وی می‌باشد.

میزهای پژوهش (Research Desk)، فضایی برای مطالعه و پژوهش‌ و اجرای کارها و پروژه های فردی و گروهی در محیطی مشخص است. در واقع میزهای پژوهش، فضایی است که امکان مطلوب و مورد نیاز برای انجام یک کار پژوهشی فردی یا گروهی نظیر میز و صندلی مناسب و استاندارد، محیط کاری مناسب از نظر نوع چیدمان، سیستم تهویه و هوایی، نورپردازی، اینترنت، لب‌تاب، تخته وایت‌برد و سایر امکانات مورد نیاز برای یک فرد یا تیم پژوهشی را فراهم می‌سازد.

فضای کار اشتراکی (Coworking space)، فضاهایی هستند که افراد می‌توانند به عنوان محل کار از آنجا استفاده کنند. هر شخص میز و قسمت مخصوص به خود را دارد و از سایر امکانات فضا نیز استفاده می‌کند. افراد در کنار یکدیگر و دیگر گروه های مستقر مشغول به فعالیت می‌شوند برای همین به آنها فضار کار اشتراکی می‌گویند و خود این نکته موجب افزایش بهروری جمعی می شود. در واقع این فضاها مکانی هستند برای افرادی با هر تخصصی که در جای دیگری استخدام نیستند و اصطلاحا به فریلنسرها شناخته می‌شوند. کسانی که در فضاهای کار اشتراکی مستقر هستند با یکدیگر تعامل و به اصطلاح نتورکینگ دارند و می‌توانند از دغدغه‌ها و چالش‌های هم باخبر شوند. این افراد در خیلی از اوقات در تیم خود نیروی فنی، طراح، مارکتینگ و سایر مهارت‌ها را ندارند و می‌توانند از سایر تیم‌ها یا فریلنسرها کمک بگیرند.